#نه_به_اسنپ

اسنپ واقعا مسخرست. تپسی خیلی بهتره اگه مشکلی پیش بیاد با راننده و به پشتیبانی اسنپ زنگ بزنید به جای اینکه یقه ی راننده رو بگیرن یقه ی شما رو میگیرند!

#نه_به_اسنپ

🎯 ۲۰ سؤال تخصصی‌تر دربارهٔ هدف، مهارت، شغل، مسیر آینده

این‌ها کمک می‌کنن مسیر شغلی، توانایی‌ها و نقشه آینده‌تون مشخص بشه.

  1. چه مهارتی داری که اگر رویش سرمایه‌گذاری کنی می‌تونه آینده‌ت رو بسازه؟

  2. چه کاری می‌تونی انجام بدی که ۹۰٪ آدم‌ها بلد نیستند؟

  3. چه چیزی هست که بارها شروع کردی و نیمه رها کردی؟ چرا؟

  4. چه مهارتی را همیشه آرزو داشتی یاد بگیری اما جرات شروع نداشتی؟

  5. کدام صنعت یا حوزه کاری برات جذابه اما فکر می‌کنی “از من ساخته نیست”؟

  6. چه ارزش‌هایی برایت در شغل مهم‌تر از درآمد هستند؟

  7. محیط کاری موردعلاقه‌ت چیه؟ تنها، تیمی، آزاد، خلاق، ثابت؟

  8. چه کاری باعث می‌شود احساس کنی “به درد بخور” هستی؟

  9. اگر مجبور باشی یک هدف ۶ ماهه مشخص کنی، چیه؟

  10. چه مهارت‌هایی داری که قابل پول‌سازی‌اند اما جدی‌شان نگرفتی؟

  11. چه مهارتی را دیگران در تو تحسین می‌کنند اما خودت دست‌کم می‌گیری؟

  12. نقطه‌ضعف اصلی‌ت در کار چیه؟ نظم؟ تمرکز؟ شروع؟ مدیریت؟

  13. چه چیزهایی حواست را می‌برند و مسیرت را از هم می‌پاشند؟

  14. در چه زمانی بیشترین بهره‌وری را داری؟

  15. از چه نوع کارهایی خیلی زود خسته می‌شی؟

  16. از چه نوع کارهایی انرژی می‌گیری حتی اگر طولانی باشند؟

  17. اگر بخوای یک کسب‌وکار کوچک راه بندازی، چی به ذهنت میاد؟

  18. چه کسی الگوی توست و چرا؟

  19. اگر یک نفر بخواد تو را برای یک موقعیت شغلی معرفی کند، می‌خواهد بگوید “فلانی آدمیه که…”

  20. برای رسیدن به هدف‌هات بزرگ‌ترین مانع واقعی چیه: مهارت؟ ترس؟ انگیزه؟ بی‌نقشه بودن؟

۲۰ سؤال برای شناخت شخصی و هویت

🌱 ۲۰ سؤال برای شناخت شخصی و هویت

این‌ها کمک می‌کنن بفهمید درون‌تون چی می‌گذره، واقعاً چی می‌خواید و کی هستید.

  1. این روزها بیشتر از چی فرار می‌کنی؟

  2. آخرین باری که از خودت راضی بودی کی بود و چرا؟

  3. اگر هیچ‌کس قضاوتت نکنه، واقعاً دوست داری کی باشی؟

  4. سه تا چیز که از بچگی دوست داشتی اما الان رها کردی چیه؟

  5. بزرگ‌ترین ترس پنهان زندگیت چیه؟

  6. اگر یک سال بدون استرس و پول زندگی کنی، وقتت را برای چی می‌ذاری؟

  7. چه کاری هست که وقتی انجامش می‌دی زمان رو فراموش می‌کنی؟

  8. از چه چیزی در خودت خسته‌ای؟

  9. سه تا جمله که دائم در ذهنت علیه خودت تکرار میشه چیه؟

  10. در زندگی کجاها خودت رو محدود کردی؟

  11. چه لحظه‌ای احساسی‌ترین نقطه زندگیت بوده؟

  12. وقتی می‌گی “گم شدم”، دقیقاً در چی گم شدی؟ احساس؟ هدف؟ مسیر؟ هویت؟

  13. بیشتر با چی کنار نمیای: شکست؟ قضاوت؟ آینده؟ تنهایی؟

  14. در عمق وجودت دنبال چه نوع امنیتی هستی؟

  15. از خودت چه انتظاری داشتی که برآورده نشده؟

  16. بزرگ‌ترین دردت چیه که کسی نمی‌فهمه؟

  17. اگر بخوای نسخه ۱۰ برابر بهتر خودت رو تصور کنی، چه شکلیه؟

  18. توی ۵ سال آینده از چی بیشتر از همه می‌ترسی؟

  19. وقتی فکر می‌کنی “باید تغییر کنم”، دقیقاً کدوم بخش خودت مد نظرته؟

  20. چه چیزی وجودت رو زنده و پرشور می‌کنه — حتی اگر کوچک باشه؟

وقت وسوسه

🔥 مرحله ۱: قطع اضطراری فرار (۳۰ ثانیه)

الان زیر لب یا کارت بنویس:

«من الان نیاز به پورن ندارم، نیاز به حرکت ریز دارم.»

این جمله، مغز رو از حالت "فرار" به حالت "انتقال" می‌برد.

بعد:

  • 3 بار دم عمیق 4 ثانیه

  • 4 ثانیه نگه‌داشتن

  • 6 ثانیه بازدم
    (این چرخه سیستم عصبی رو از حالت فرار به عملکرد برمی‌گردونه.)

🔥 مرحله ۲: یک اقدام «دو دقیقه‌ای» برای برگشتن به مسیر

تو الان انرژی نداری، درسته.
پس اقدام بزرگ ممنوع.
برای همین باید به کوچک‌ترین حرکت ممکن بچسبی.

از بین این‌ها یکی رو همین الان انتخاب کن (هر کدوم دو دقیقه):

1) فقط باز کردن نرم‌افزار پادکست

نه ضبط. فقط باز کردنش.

2) فقط نشستن پشت پیانو و لمس کردن ۳ کلاویه

نه تمرین. فقط ۳ تا نت.

3) فقط ۱۰ تا کلمه نوشتن (فری‌ رایتینگ)

چیزی شبیه:
«من الان خستم. نمی‌دونم چی کار کنم. ببینیم بعد چی میشه…»

4) فقط درست کردن یک لیوان آب یا چای

حرکت بیدارکننده‌ی سیستم.

5) فقط پوشیدن هندزفری

نه بیشتر.

6) فقط باز کردن یک پروژۀ کاری و نگاه به عنوانش

7) فقط منظم کردن یک شیء کوچک (مثلاً گذاشتن یک خودکار در جاش)

هر کدوم رو انتخاب کنی، دو دقیقه فقط، نه بیشتر.

این حرکت مغزت رو از حالت «فلج» به حالت «حرکت» می‌برد.

🔥 مرحله ۳: جمله‌ی بازگرداننده‌ی هویت

این جمله رو همین الان زیر لب بگو:

**«من آدمی نیستم که به خاطر خستگی به پورن فرار کند.

من آدمی‌ام که با یک حرکت کوچک برمی‌گردم.»**

این جمله مستقیم روی هسته‌ی هویت اثر می‌گذارد (نه فقط سطح ذهن).

🧭 و حالا پاسخ سؤال اصلی: «چیکار بکنم؟»

اینو خیلی صادقانه می‌گم:

تنها چیزی که الان لازم داری، انجام یکی از همین "حرکت‌های دو دقیقه‌ای" است.

هیچ چیز بزرگ لازم نیست.
هیچ انگیزه‌ای لازم نیست.
حتی انرژی هم لازم نیست.
فقط یک حرکت ریز لازم است.

من و گناه شیرکاکائویی که نبود مالم

🍫

دیشب من مرتکب دو تا جنایت بزرگ شدم:

۱. خودارضایی
۲. خوردن شیر کاکائوی برادرم

و هنوز نمی‌دونم کدومش سنگین‌تر بوده.

شاید اگر اون شیرکاکائو رو نمی‌خوردم، اونم به من «برکت» می‌داد و من پاک می‌خوابیدم.
اما نه… من خوردمش.
با حرص.
با حس مالکیت غیرمشروع.
با لذت یک دزد حرفه‌ای.

اصلاً فکر کنم سیستم عدالتی جهان اینطوری عمل کرد:

«تو شیرکاکائوی برادرتو خوردی ← حالا همون دستان گناهکار رو به سمت مواضع گناهکار می‌بریم. برکت قطع!»

🧠 تئوری جدید: شیرکاکائو منبع اخلاق جنسی

به این نتیجه رسیدم که:
شیرکاکائو شاید به میزان قابل توجهی روی کنترل نفس تأثیر دارد.

یعنی چی؟

یعنی شاید:

  • کلسیم: خویشتن‌داری

  • ویتامین D: اعتماد به‌نفس

  • پروتئین: توان مقاومت

  • اما شیرکاکائوی دزدیده‌شده؟ ← سقوط اخلاقی با سرعت نور

واقعاً شاید وقتی مغزم فهمید که مال خودم نیست،
گفت:
«بزن بریم بابا، دیگه آب از سر گذشت.»

😇 اعتراف رسمی

من:
«خدایا، من با دستم گناه کردم…»

خدا:
«دوباره؟»

من:
«نه ببین… این بار به خاطر شیرکاکائو بود.»

خدا:
«…»

برادرم اگر بفهمه:
«از شیر من خوردی؟!
بعد دستتم زدی به…
آاااخ!»
(و ادامه سانسور شد!)

🧴 نتیجه علمی-مذهبی-فرهنگی

از اینجا به بعد در یخچال روی هر چیزی می‌نویسم:
«مال من است — بخور و پاک بمان»

و روی شیرکاکائوی برادرم می‌نویسم:
«بخور، ولی اگر لغزش کردی به من ربط نده.»

✍️ جمع‌بندی اخلاقی این ماجرا:

  • دزدی = بد

  • شیرکاکائوی دزدیده‌شده = هوس‌زا

  • خودارضایی = پیامد طبیعیِ مجازات کارما

  • مغز = هیچ‌وقت منطقی نیست

  • زندگی = شوخیه

  • من = هنوز آدم خوبی‌ام
    (نسبتاً) 😌

اگر بخوام صادق باشم…
به نظرم خودارضایی من کمتر گناه بود تا خوردن شیرکاکائوی بیچاره.
اون شیر مال کسی بود…
ولی اون…
اون مال خودم بود 😐

ج

چهارشنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۴
ج

متن کامل مناجات الذاکرین

متن کامل مناجات الذاکرین

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی‌اش همیشگی است؛

إِلٰهِى لَوْلَا الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِى إِيَّاكَ عَلَىٰ أَنَّ ذِكْرِى لَكَ بِقَدْرِى لَابِقَدْرِكَ، وَمَا عَسَىٰ أَنْ يَبْلُغَ مِقْدارِى حَتَّىٰ أُجْعَلَ مَحَلّاً لِتَقْدِيسِكَ، وَمِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنا جَرَيَانُ ذِكْرِكَ عَلَىٰ أَلْسِنَتِنا، وَ إِذْنُكَ لَنا بِدُعائِكَ وَتَنْزِيهِكَ وَتَسْبِيحِكَ

خدایا، اگر پذیرش فرمانت بر من واجب نبود هر آینه پاک نگاه می‌داشتمت از اینکه ذکر تو گویم، چه ذکر من تو را به‌اندازه کاستی من است نه برازنده کمال تو، شأن و اندازه من چقدر می‌تواند بالا رود تا ظرف تقدیس تو قرار گیرم؟ از بزرگ‌ترین نعمت‌ها بر ما جاری شدن ذکر تو بر زبان ماست و اجازه‌ات به ماست که تو را بخوانیم و تنزیه و تسبیح گوییم

،إِلٰهِى فَأَلْهِمْنا ذِكْرَكَ فِى الْخَلَاءِ وَالْمَلَاءِ، وَاللَّيْلِ وَالنَّهارِ، وَالْإِعْلانِ وَالْإِسْرارِ، وَفِى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ، وَآنِسْنا بِالذِّكْرِ الْخَفِيِّ، وَاسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَلِ الزَّكِيِّ وَالسَّعْىِ الْمَرْضِيِّ، وَجازِنا بِالْمِيزانِ الْوَفِيِّ .

خدایا پس ذکرت را به ما الهام کن در نهان و آشکار و شب و روز و پیدا و پنهان و در خوشی و ناخوشی و ما را به ذکر پنهان مأنوس فرما و به عمل پاکیزه و کوشش پسندیده بکار گیر و به میزان کامل پاداشمان ده،

إِلٰهِي بِكَ هامَتِ الْقُلُوبُ الْوَالِهَةُ، وَعَلَىٰ مَعْرِفَتِكَ جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَبايِنَةُ؛ فَلَاٰ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ إِلّا بِذِكْرَاكَ، وَلَا تَسْكُنُ النُّفُوسُ إِلّا عِنْدَ رُؤْياكَ، أَنْتَ الْمُسَبَّحُ فِى كُلِّ مَكَانٍ، وَالْمَعْبُودُ فِى كُلِّ زَمَانٍ، وَالْمَوْجُودُ فِى كُلِّ أَوَانٍ، وَالْمَدْعُوُّ بِكُلِّ لِسَانٍ، وَالْمُعَظَّمُ فِى كُلِّ جَنانٍ، وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ، وَمِنْ كُلِّ رَاحَةٍ بِغَيْرِ أُنْسِكَ، وَمِنْ كُلِّ سُرُورٍ بِغَيْرِ قُرْبِكَ، وَمِنْ كُلِّ شُغْلٍ بِغَيْرِ طَاعَتِكَ

خدایا دل‌های عاشق، شیفته تو هستند و خردهای جدای از هم، بر معرفتت گرد آمده‌اند؛ بدین خاطر دل‌ها آرام نگیرند جز به یاد تو و جان‌ها جز به هنگام مشاهده‌ات راحتی نیابند، تو تنزیه‌شده‌ای در هرجا و پرستیده گشته‌ای در هرگاه و در همواره روزگار بوده‌ای و به هر زبان خوانده شده‌ای و در هر دلی بزرگداشت شده‌ای و از هر لذّتی به جز ذکر تو و از هر آسایشی جز همدمی با تو و از هر شادمانی به غیر قرب تو و از هر شغلی جز طاعت تو پوزش می‌جویم،

إِلٰهِى أَنْتَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ:

﴿يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّٰهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً﴾ وَقُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ: ﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ﴾، فَأَمَرْتَنا بِذِكْرِكَ، وَوَعَدْتَنا عَلَيْهِ أَنْ تَذْكُرَنا تَشْرِيفاً لَنا وَتَفْخِيماً وَ إِعْظَاماً، وَهَا نَحْنُ ذَاكِرُوكَ كَما أَمَرْتَنا، فَأَنْجِزْ لَنا مَا وَعَدْتَنا، يَا ذاكِرَ الذَّاكِرِينَ، وَيَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

خدایا تو گفتی و گفتارت حق است که: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید خدا را بسیار یاد کنید و در بامداد و شامگاه او را تسبیح گویید» و تو گفتی و گفتارت حق است: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» ما را به یاد کردنت فرمان دادی و وعده فرمودی که تو نیز از روی شرافت و عزّت و کرامت بخشیدن به ما، ما را یاد کنی، اکنون برابر با فرمانت تو را یاد می‌کنیم، پس تو نیز به وعده‌ات وفا کن، ای یادآور یادکنندگان و ای مهربان‌ترین مهربانان.

ج

6 اذر 1404
ج