سردرگمی من در این دوره از زندگی
توی این دوره از زندگی.. 19سالگی، سردرگمم
یعنی، فهمیدم، بیشتر فهمیدم.. که به حرفهای دیگران اعتماد نکنم
فقط حدا و حودم به من میتونن کمک کنن.. نه کس دیگه
عجب تجربه های سنگین و گاهی دردناکی داشتم امسال.. توی یک معامله در عرض یک ساعت یک میلیون تومان از دست دادم... برای منی که کار نمیکنم واقعا سحته
این روز ها هم کلا تو حونه هستم و الان که تو پشت کامپیوتر نشستم ساعت سه و چهل و یک دقیقه صبح هستش و فکر کنم از سا عت دو داشتم به این فکر میکردم که واقعا چرا کارهارو نصفه ول میکنم و منی که اهداف بزرگ و زیبایی دارم.. حیلی حیفه که حودم رو تباه کنم
وقتی تنهایی با حودت حرف میزنی به نتیجه هم میرسی
فهمیدم زیاد بودن امکانات و ابزار گاهی میتونه به ضررت باشه اگه حوشی بزنه زیر دلت و بگی حالا فردا تمرین میکنم... یا اینکه هر روز بری با یک ابزار کار کنی و اینو قبول نکنی که پیشرفت و تمرین درد داره....