«اون اشتباه نکرد…»

نه، به‌نظر من اون اشتباه نکرد.
شاید تنها اشتباهش این بود که زیادی سکوت کرد.
زیادی نجنگید برای اینکه بقیه درکش کنن.
یا شاید...
زیادی جنگید.

ولی نه، اشتباه نکرد.
اون فقط خسته بود.
نه از زندگی،
بلکه از این‌همه وانمود کردن که حالش خوبه.
از اینکه هر روز صبح، ماسک یه آدم معمولی رو بزنه به صورتش و بره وسط آدمایی که حتی یه بار ازش نپرسیدن: "واقعاً خوبی؟"

هیشکی نفهمیدش.
نه خنده‌هاشو، نه نگاهشو، نه حرف نزدن‌هاشو.
هیشکی نفهمید چقدر حرف توی گلوش خشک شده بود،
چقدر شب‌ها با خودش حرف زده بود
بی‌صدا،
بی‌نور،
بی‌هیچ گوشی که بخواد گوش بده.

بعضی وقتا بهش می‌گفتم: «چته این روزا؟»
می‌گفت: «هیچی بابا، یه خستگیه که ته نداره.»
منم می‌خندیدم و می‌گفتم: «خودمم همینم.»
ولی حالا می‌فهمم خستگی اون فرق داشت.
اون از زنده‌موندن خسته بود،
من فقط از کار و روزمره.

اون رفت...
آروم،
مثل یه شمعی که تصمیم می‌گیره خودش رو خاموش کنه
نه چون باد اومده،
چون دیگه دلیلی برای سوختن نمی‌بینه.

اونا الان قضاوت می‌کنن.
می‌گن ضعیف بود.
می‌گن اشتباه کرد.
ولی شما ندیدین که اون هر روز
چطور با یه مشت جای زخم،
با خودش قرار می‌ذاشت که «فردا یه روز جدیده»
ولی فردا... همون زخم‌های دیروزه بود، فقط با یه تاریخ تازه.

می‌گن آدم باید بجنگه.
باشه،
ولی مگه می‌دونید چقدر جنگیده؟
مگه می‌دونید هر شب چند بار با خودش جنگید تا نمیره؟
و یه شب، دیگه نتونست.

اون اشتباه نکرد.
شما اشتباه کردید که فقط دیدین نمره‌هاش خوبه،
یا که کم‌حرفه،
یا که همیشه تنهاس،
ولی هیچ‌وقت نپرسیدین که اون تنهایی رو انتخاب کرده
یا تنهایی انتخابش کرده.

الان که نیست،
هنوز گاهی یادش می‌افتم
وسط یه روز معمولی، وسط یه پروژه، وسط یه خواب.
یه‌هو می‌زنم زیر گریه.
چون هنوزم باورم نمی‌شه اون دیگه نیست.
چون هنوزم یه عالمه حرف هست که باید بهش می‌زدم.
یه عالمه دوست‌داشتن،
یه عالمه "بمون".

ولی اون رفت.
نه چون ضعیف بود،
بلکه چون زیادی قوی مونده بود برای مدت طولانی.
اون رفت،
چون دنیا براش تنگ شده بود.
نه دنیا به‌معنای کره‌ی زمین،
بلکه دنیای ذهنش.
دنیایی که هیچ‌کس توش جا نمی‌شد،
جز خودش و دردهاش.

پس خواهش می‌کنم،
قاضی نباشین.
اگه دوسش داشتین،
یه لحظه سکوت کنین و فکر کنین به همه‌ی کسایی که الان دارن لبخند می‌زنن ولی ته دلشون تاریکه.
فکر کنین به حرفایی که نگفتن،
و اگه گفتن، شما نشنیدین.

اون اشتباه نکرد.
ما اشتباه کردیم.
که نفهمیدیمش...