وقتی پارک میشه محل مصرف اینترنت و نیکوتین!
امشب رفتم پارک، با هزار امید و آرزو. گفتم بشینم زیر یه درخت، صدای پرنده بیاد، نسیم بخوره به موهام (اگه باد با موهام حال کنه!)، و یه کم طبیعت رو نفس بکشم.
ولی چی شد؟
هیچی!
اولین چیزی که خوردم بهش، یه موج شدید از بوی سیگار بود. بغل دستی من اومده بود طبیعت رو "به دود تبدیل کنه"!
یه کم اونطرفتر یه بندهخدایی نشسته بود روی نیمکت، هندزفری تو گوش، و سرش تا گردن توی گوشی. اصلاً نفهمید من هستم، پرنده هست، درخت هست، یا اصلاً زمین هست یا نه.
یه لحظه احساس کردم اشتباهی اومدم…
مگه اینجا پارک نبود؟ چرا شبیه دفتر کار یه آدم افسرده با وایفای رایگانه؟
جلوتر یه خانواده نشسته بودن… خوشحال شدم… گفتم بالاخره یکی اومده "استفاده درست از طبیعت" کنه. ولی دیدم بچه با تبلت داره "گرگینه آنلاین" بازی میکنه، باباهه هم داره با صدای بلند لایو گوش میده و گاهی هم فحش خندهدار میده به مجری!
اومدم یه نفس عمیق بکشم که شاید با اکسیژن دوستی کنم، ولی ریهم گفت: «نه عزیزم، این اکسیژن نیست. ترکیب نیکوتین، اسپری بدن، و آهنگ بیسدار ته ریهست!»
واقعاً موندم! آخه مگه پارک جای گوشیه؟ جای موسیقی با اسپیکر آزاد؟ جای زباله ریختنه؟
پارک رو با بالکن اشتباه گرفتید یا واقعاً فکر میکنید یه درخت وقتی موسیقی گوش میده رشدش بهتر میشه؟
دوستان عزیز، بیاید پارک بیایم… ولی واقعاً بیایم!
نه اینکه خودمون رو بیاریم و همهی حواسپرتیهامون رو هم بار کنیم بیاریم.
اگه قراره بشینی گوشیتو چک کنی، خب همون خونه بمون.
اگه قراره زباله بریزی، خب تو آشغالدونی بهتر جواب میده تا چمن.
اگه قراره آهنگ بذاری که کل پرندهها مهاجرت کنن، خب یه لطفی کن به طبیعت… نکن!
بیاید به درختا، پرندهها، سکوت، و حتی خودمون احترام بذاریم.
حداقل یه بار، فقط یه بار، بیایم پارک و… واقعاً «پارک» کنیم.