«وقتی وسوسه میگه بزن، ولی دل میگه آواز بخون!» 🎤😵💫
---
راستش خسته شدم...
از بس "نه" گفتم!
نه به وسوسه، نه به شیطون، نه به اون صدای مزاحمی که هر بار میگه:
«بزن دیگه داداش… کی حالا نگاه میکنه؟» 😈👀
ولی امروز فرق داشت.
داشتم آماده میشدم که برم یه "ضربه روحی" به خودم بزنم که یهو یه صدای لطیف از درونم گفت:
«بیا آواز بخون... یه چیزی بخون که دلت باز شه» 🎶🕊️
و خب، معلومه که مغزم هنگ کرد!
وسوسه فریاد میزد:
«بزن که نابود شی راحت شی!»
و دلم زمزمه میکرد:
«نه نه نه… بخون که نجات پیدا کنی!» 🎵😇
من موندم وسط دو گروه موسیقی مخالف:
سمت راست، گروه راک شیطانی با درام سنگین و گیتار وسوسه 😈🎸
سمت چپ، گروه جاز عرفانی با صدای دف و نی! 🕊️🪈
در نهایت یه تصمیم انقلابی گرفتم!
رفتم جلوی آینه و شروع کردم با صدای شجریانِ درونم خوندن:
«دل میرود ز دستم، صاحبدلان خدا را…»
همسایه پایینی زنگ زد گفت: «یا بزن یا ساکت شو! ما نمیدونیم الان عزاداریه یا اپرای عاشقانه!» 😅🔇
ولی خب... نگفتم بزنم!
و نگفتم دیگه نمیزنم!
فقط گفتم بذار این دفعه رو بخونم… شاید این صدای خسته،
حرفی واسه گفتن داشته باشه. 🎤🖤