فرض کن ده سال بعد، نسخه‌ی آینده‌ی خودت به امروز نگاه می‌کند.

او احتمالاً از تو نمی‌پرسد:
«چند ساعت ویدیو دیدی؟»

بلکه می‌پرسد:

  • امروز چه چیزی یاد گرفتی؟
  • چه چیزی ساختی؟
  • چه مهارتی را قوی‌تر کردی؟
  • امروز به چه کسی کمک کردی؟
  • امروز یک قدم به رؤیایت نزدیک‌تر شدی؟

اگر هر روز فقط با همین سؤال‌ها زندگی کنی، کم‌کم زمان برایت ارزش دیگری پیدا می‌کند.

زندگی فقط گذراندن ساعت‌ها نیست؛ تبدیل کردن ساعت‌ها به شخصیت، مهارت و اثر است.

هر روز صبح می‌توانی با این جمله شروع کنی:

«امروز قرار نیست فقط روز دیگری را پشت سر بگذارم؛ امروز قرار است چیزی بسازم که دیروز وجود نداشت؛ حتی اگر فقط یک صفحه، یک ایده، یک تمرین یا یک قدم کوچک باشد.»

همین نگاه، کم‌کم کار را از یک اجبار به یک مأموریت شخصی تبدیل می‌کند؛ و وقتی کار برایت معنا پیدا کند، لذت آن هم عمیق‌تر و ماندگارتر می‌شود.