آقا داشتم خیلی معصومانه، پاک و بی‌خبر از همه‌جا، نون و پنیرمو می‌خوردم که یهووووو… 😳

بـــــــــوم! 😱

یه موج شهوت، نه… یه سونامی شهوت، نه… یه آتشفشان شهوت فوران کرد از اعماق مغز تا نوک انگشت پام! 🌋🔥

مغزم قفل شد، انگار توی پلی‌استیشن خورده بودم به لول بوس آخر! فقط هم لذت و ویبره‌ی شهوت رانی توی کله‌م می‌پیچید. 😵‍💫

یهو بدنم گفت: «داداششش، فراموش کن این نونو! بیا بریم سراغ پروژه‌ی اصلی!»

انگار انرژیِ کل بدنم یه خط در میون داشت از اندام جنسی‌م آپدیت می‌گرفت. پاها بی‌حس… مغز گیج… یه ربات شهوت شده بودم! 🤖💦

ذهنم هم شده بود اسپیکر محله:

– اع اع پسره تحریک شدی!

– اع اع الان لو میره!

– وااای وای وای وای اگه اینجوری بشه چی؟ اگه اونجوری بشه چی؟ 😱

کل انرژی منو مکید… انگار باتری گوشی رسیده به ۱٪ و مدام پیام میاد «LOW BATTERY»! 📉

منم وسط این هیاهو، دستمو بردم بالا گفتم:

«خدایاااااااا! 😩 کمکم کن این فکر شهوت‌پرستانه رو با لگد از مغزم پرت کنم بیرون!

کاری کن اصلـــاً پشم حساب نکنم این وسوسه‌ها رو… کاری کن اگه حتی قطره‌ای بیرون اومد، من فقط بگم: بیخیییییال!» 🙏

خدایا اون نیرو رو بده که این موج رو نه فقط رد کنم… بلکه برم روش موج‌سواری کنم و با پرچم پیروزی برگردم! 🏄‍♂️⚡