10 - جست و جو و تحریک
من یک کار پاره وقت باغبونی گرفتم. معمولا از غروب میرم و دو سه ساعته کارم تموم میشه. ولی امشب دیر رفتم از روی ناهوشیاریه خودم. خودم انتخاب کردم دیر برم ولی از روی ناهوشیاری. رفتم و کارم رو انجام دادم و آبیاری تموم شد و همه چیز رو سر جاش گذاشتم و برگشتم. رفتم نشستم ایستگاه اتوبوس که سوار اولین اتوبوس بشم اما هیچ اتوبوسی در کار نبود! حدود یک ساعت نشستم. جای شلوغی بود. هم پشتِ ایستگاه اتوبوس یک ساندویچی معروف بود که همه میومدن ساندویچ بخرن و هم جلوتر تجمعات شبانه بود با بلندگوهای بشدتتتت پر سر و صدا!!!
خلاصه هر چقدر سمت خیابونی که بودم اتوبوس نمیومد عوضش اونطرف خیابون هر یکی دو دقیقه یک اتوبوس رد میشد! بالاخره انقدر موندم تا دیگه نا امید شدم و با تاکسی برگشتم تا یه مسیری که میشد و بقیهش رو پیاده برگشتم. عجب راه طولانی بود توی برگشت! خیلی پاهام خسته بودند و منم کم حوصله بودم. اما توی راه داشتم فکر میکردم راجب اینکه من واقعا در این موقعیتی که هستم کاملا منطقی به نظر میرسه! من از نوجوونی تا الان سرگرم فیلمای پورن و یوتیوب و گیم بودم! فقط یکسری رویاهای بزرگ داشتم. کتاب هم زیاد میخوندم و از اول که فهمیدم کارام چقدر بده میخواستم ترکشون کنم ولی نشد. من در تک تک این لحظات دارم بهای شهوترانی هام رو میدم...
شهوترانی؟ هه. شاید خیلی بشنون بگن حتما منظور کسیه که کلی زن و دختر دور و برشه و ازشون استفاده میکنه و خیلی خوشحاله و کیفش کوکه! اما من دیدم کسایی رو که توی دختر بازی و زن بازی افتادند؛ همشون بدون استثنا آدمایی شدند که برای یک دقیقه نمیشه پیششون نشست و تحملشون کرد!
من که تا حالا رابطه جنسی با دختری نداشتم اما درگیر پورن و خودارضایی بودم. شاید کسی هم این رو بشنوه ( خصوصا خانم باشه ) بگه حتما طرف مینشسته با ولع کلی فیلم میدیده و چشم چرانی میکرده و لذت میبرده! واقعا من به جرئت میتونم بگم جز درد چیزی ندیدم. مسیر شهوترانی به هر نحوش پر از درد و مرض روحی و جسمیه. آدمی که سراغ شهوترانی میره منزوی میشه. شیطان منزویش میکنه تا بتونه اعتیادش رو در انزوا و به دور از چشم مردم نگه داره. از لحاظ مالی آدم به زمین میخوره و واقعا رزق و روزیش قطع میشه.
شهوترانی یک مرض خیلی خیلی بزرگه و قطع به یقین واگیر داره! من با آدمای شهوتران معاشرت نمیکنم؛ و جالبه از وقتی این تصمیم رو گرفتم دیگه تقریبا هیچ دوستی نداشتم! کسی رو میشناختم ایام هنرستان میومد با افتخار میگفت من با دختر همسایمون چه کارهایی میکنم و فیلمش هم نشون بقیه میداد. اون الان کجاست؟ نشسته داخل یک مغازه لباسفروشی و بشدت افسرده و بی حاله. یه مدت رویاهایی داشت میگفت من فقط یه زن بگیرم یه ماشین معمولی داشته باشم دیگه هیچی از خدا نمیخوام... چقدر کم و کوچیک...
میخوام از شهوت جنسی و شهوت شکم فاصله بگیرم و واقعا بچسبم به یادگیری. یادگیری چیزهایی که مدت هاست برام سخت هستند. امروز سفت و سخت میشینم پای یادگیری تا مجبور نباشم چندسال دیگه سفت و سخت کار فیزیکی بکنم! چونکه شهوترانی فکر رو فاسد و ضعیف میکنه.
پورن مغز رو فاسد میکنه. مثل اینکه بخوای از گوجه ی گندیده توی ساندویچ استفاده کنی! ساندویچی که هم همبرگرش، هم خیارشورش، هم کاهوش و هم پنیر پیتزاش عالی باشه، با یک گوجهی گندیده غیر قابل خوردن میشه. پس اگه در هر موقعیت و شرایطی هم که باشی ولی فکرت رو پورنگرافی فاسد کرده باشه زندگیت راه به جایی نمیبره.
به این فکر میکردم که افراد میان با افتخار میگن من 30 روزه پاکم یا 6 ماهه نزدم. اما کسی که پاکی رو فقط به این میبینه که خودش با خودش کاری نکنه خیلی بازندهست! این مسیر فقط پاکی فیزیکی نیست بلکه بیشتر از همه پاکی روانیه. اینکه حواست باشه نگاه هیز به کسی نکنی. اینکه تربیت ذهن داشته باشی و اینکه به طور کل از شهوترانی فاصله گرفته باشی. اینکه 6 ماه پاک باشی ولی به نامحرم دست بزنی و دوست دخترت رو همه جا ببری که نشد پاکی! تو فقط خوراکِ ذهن مریض رو تغییر دادی و داری از همون جنس خوراک های مخرب بهش میدی.
من تا ابد خواهم گفت فقط یک روزه که پاکم! چون یادمه وقتایی که هر روز این کار رو میکردم خیلی سعی میکردم هوشیار باشم. سعی میکردم نگاه بد به کسی نکنم چون در روز اول پاکی مغز مدام دلش تنگ میشه و خماره این میشه که دوباره لغزش کنه. و سعی میکردم نسبت به خشم ها و رنجش هام خیلی ریز بین باشم.
پس هوشیاری اصل مهمه. اینکه چقدر روی خودت و افکارت نظارت میکنی. 5 سال هم پاک باشی ولی باز بری تو خیابون زیر لب به همه فحش بدی فایده ای نداره.
من یک کار پاره وقت باغبونی گرفتم. معمولا از غروب میرم و دو سه ساعته کارم تموم میشه. ولی امشب دیر رفتم از روی ناهوشیاریه خودم. خودم انتخاب کردم دیر برم ولی از روی ناهوشیاری. رفتم و کارم رو انجام دادم و آبیاری تموم شد و همه چیز رو سر جاش گذاشتم و برگشتم. رفتم نشستم ایستگاه اتوبوس که سوار اولین اتوبوس بشم اما هیچ اتوبوسی در کار نبود! حدود یک ساعت نشستم. جای شلوغی بود. هم پشتِ ایستگاه اتوبوس یک ساندویچی معروف بود که همه میومدن ساندویچ بخرن و هم جلوتر تجمعات شبانه بود با بلندگوهای بشدتتتت پر سر و صدا!!!
خلاصه هر چقدر سمت خیابونی که بودم اتوبوس نمیومد عوضش اونطرف خیابون هر یکی دو دقیقه یک اتوبوس رد میشد! بالاخره انقدر موندم تا دیگه نا امید شدم و با تاکسی برگشتم تا یه مسیری که میشد و بقیهش رو پیاده برگشتم. عجب راه طولانی بود توی برگشت! خیلی پاهام خسته بودند و منم کم حوصله بودم. اما توی راه داشتم فکر میکردم راجب اینکه من واقعا در این موقعیتی که هستم کاملا منطقی به نظر میرسه! من از نوجوونی تا الان سرگرم فیلمای پورن و یوتیوب و گیم بودم! فقط یکسری رویاهای بزرگ داشتم. کتاب هم زیاد میخوندم و از اول که فهمیدم کارام چقدر بده میخواستم ترکشون کنم ولی نشد. من در تک تک این لحظات دارم بهای شهوترانی هام رو میدم...
شهوترانی؟ هه. شاید خیلی بشنون بگن حتما منظور کسیه که کلی زن و دختر دور و برشه و ازشون استفاده میکنه و خیلی خوشحاله و کیفش کوکه! اما من دیدم کسایی رو که توی دختر بازی و زن بازی افتادند؛ همشون بدون استثنا آدمایی شدند که برای یک دقیقه نمیشه پیششون نشست و تحملشون کرد!
من که تا حالا رابطه جنسی با دختری نداشتم اما درگیر پورن و خودارضایی بودم. شاید کسی هم این رو بشنوه ( خصوصا خانم باشه ) بگه حتما طرف مینشسته با ولع کلی فیلم میدیده و چشم چرانی میکرده و لذت میبرده! واقعا من به جرئت میتونم بگم جز درد چیزی ندیدم. مسیر شهوترانی به هر نحوش پر از درد و مرض روحی و جسمیه. آدمی که سراغ شهوترانی میره منزوی میشه. شیطان منزویش میکنه تا بتونه اعتیادش رو در انزوا و به دور از چشم مردم نگه داره. از لحاظ مالی آدم به زمین میخوره و واقعا رزق و روزیش قطع میشه.
شهوترانی یک مرض خیلی خیلی بزرگه و قطع به یقین واگیر داره! من با آدمای شهوتران معاشرت نمیکنم؛ و جالبه از وقتی این تصمیم رو گرفتم دیگه تقریبا هیچ دوستی نداشتم! کسی رو میشناختم ایام هنرستان میومد با افتخار میگفت من با دختر همسایمون چه کارهایی میکنم و فیلمش هم نشون بقیه میداد. اون الان کجاست؟ نشسته داخل یک مغازه لباسفروشی و بشدت افسرده و بی حاله. یه مدت رویاهایی داشت میگفت من فقط یه زن بگیرم یه ماشین معمولی داشته باشم دیگه هیچی از خدا نمیخوام... چقدر کم و کوچیک...
میخوام از شهوت جنسی و شهوت شکم فاصله بگیرم و واقعا بچسبم به یادگیری. یادگیری چیزهایی که مدت هاست برام سخت هستند. امروز سفت و سخت میشینم پای یادگیری تا مجبور نباشم چندسال دیگه سفت و سخت کار فیزیکی بکنم! چونکه شهوترانی فکر رو فاسد و ضعیف میکنه.
پورن مغز رو فاسد میکنه. مثل اینکه بخوای از گوجه ی گندیده توی ساندویچ استفاده کنی! ساندویچی که هم همبرگرش، هم خیارشورش، هم کاهوش و هم پنیر پیتزاش عالی باشه، با یک گوجهی گندیده غیر قابل خوردن میشه. پس اگه در هر موقعیت و شرایطی هم که باشی ولی فکرت رو پورنگرافی فاسد کرده باشه زندگیت راه به جایی نمیبره.
به این فکر میکردم که افراد میان با افتخار میگن من 30 روزه پاکم یا 6 ماهه نزدم. اما کسی که پاکی رو فقط به این میبینه که خودش با خودش کاری نکنه خیلی بازندهست! این مسیر فقط پاکی فیزیکی نیست بلکه بیشتر از همه پاکی روانیه. اینکه حواست باشه نگاه هیز به کسی نکنی. اینکه تربیت ذهن داشته باشی و اینکه به طور کل از شهوترانی فاصله گرفته باشی. اینکه 6 ماه پاک باشی ولی به نامحرم دست بزنی و دوست دخترت رو همه جا ببری که نشد پاکی! تو فقط خوراکِ ذهن مریض رو تغییر دادی و داری از همون جنس خوراک های مخرب بهش میدی.
من تا ابد خواهم گفت فقط یک روزه که پاکم! چون یادمه وقتایی که هر روز این کار رو میکردم خیلی سعی میکردم هوشیار باشم. سعی میکردم نگاه بد به کسی نکنم چون در روز اول پاکی مغز مدام دلش تنگ میشه و خماره این میشه که دوباره لغزش کنه. و سعی میکردم نسبت به خشم ها و رنجش هام خیلی ریز بین باشم.
پس هوشیاری اصل مهمه. اینکه چقدر روی خودت و افکارت نظارت میکنی. 5 سال هم پاک باشی ولی باز بری تو خیابون زیر لب به همه فحش بدی فایده ای نداره.