امروز تنبلی و بی حوصلگی شدید داشتم. نشد خیلی بنویسم. اما دیدم مغزم چقدر عادت کرده که کوتاه راه رسیدن به پاداش رو پیدا کنه و بچسبه بهمون! یعنی منی که قبلا افراطم در موارد لذت های سطحی خیل خیلی کمتر بود یادمه که خیلی بیشتر از بازی کردن و فیلم دیدن و نقاشی کردن حتی لذت میبردم. قبلا خیلی خیلی هم کتاب میخوندم اما الان؟ ذهنم میگه فقط یجوری بگذرون تا نیمه شب بشه و بعد بشین پای پورن و یوتیوب قبلش! یعنی کل فکر و ذکرم شده همین. اصلا فکرشو نمیکردم یه روزی برسم اینجا ولی رسیدم. خب پس اینجاست که نباید در لذت های عادی و طبیعی هم افراط کرد، لذت های سطحی مثل پورن و یوتیوب و اینستاگرام هم که اصلا کلا تعطیللل!!! اونی هم که میگه من افراط نمیکنم و یه وقتایی میرم سراغشون اونم باخت میده به وقتش. تفریح فقط استراحت و سکوت، نه لذت و هیجان.

خیلی سختم بود با وسوسه های سختی که داشتم صبوری کردم. اما صبوری کردم و یادم نرفت که حتما حتما از پس هر صبوری ای که میکنی مطمئن باش وسوسه دووم نمیاره و راحت میشی. البته یادم نبود و یجورایی شانس اوردم. اما همون چند خط نوشتن هایی که داشتم هم خیلی عالی بودند. از اهرم رنج و لذت استفاده کردم و گفتم آقا اگه بزنی که بدبخت میمونی و باز باید با خستگی روبرو بشی. اصلا بزنی چی میشه؟ ده دقیقه بعد از زدنت رو تصور کن؟ افتادی گوشه اتاق و با خودت کلنجار میری میگی آخه چرااا؟؟ چرا باز این کار رو کردی؟ حالا ببین انجامش ندادی و دیگه فکر این نیستی وای حوصله حموم ندارم وای حوصله غسل ندارم وای چیکار کنم ترک کنم!!! خب تو که میدونی حتما حتما پشیمونی داره انتهاش پس اینو بدون که اگه ذهنت میگه بذار دفعه بعد ترک میکنیم اون دفعه ی بعد همین الانه، چون دفعه ی قبل هم همین رو گفتی!

مغز من طی این دوران اعتیاد داشتنم حالا صبر کردن رو سخت میبینه و راه رسیدن به لذت فوری رو خیلی جذاب میبینه و اصلا تنها راهه حس میکنه. اما این منم که حالا تصمیم گرفتم از محرک ها اجتناب کنم و آرامش و سکوت رو انتخاب کنم. میدونم چند روز روزای سختی دارم. اما سختیاش گذرا تر هستند. و کارهایی که میتونم بکنم: پارک رفتن، پیاده روی، رفتن پیش برادر و دیگه نمیدونم.

وقتی ذهنی به محرک عادت کنه لازم نیست لزوما یک نیاز واقعی به اون چیز داشته باشه بلکه فقط کافیه نشانه ای براش فعال بشه! مثلا کسی که اعتیاد به پورن داره قرار نیست فقط هر موقع که نیاز جنسیش بالا زد بره پورن ببینه! اون براش یک تنهایی، یک بی حوصلگی کوچیک هم مساوی میشه با رفتن سراغ پورن و ساعت ها در اون سایت ها چرخیدن.

قرار نیست یاد بگیری چطوری با میل بجنگی بلکه باید یاد بگیری میل رو ببینی و فوراً بهش پاسخ ندی. یعنی الان وسوسه اومد؟ اوکی فقط یادداشتش کن! فقط ساعتش رو بنویس و اینکه چه وسوسه ای دقیقا هست. مثلا ساعت 2:59 وسوسه ی چک کردن سایت. همین! لازم نیست خیلی ریشه ای بهش نگاه کنی. حتی اگه برات مبهمه هم همینو بنویس. مثلا بنویس ساعت رو و بعد بگو نمیدونم چمه فقط میخوام برم سراغ یک نوع پورنی یک چشم چرانی. الله اکبر که چقدر این چشم چرانی عذاب داره. توبه توبه توبه. خدایا من رو ببخش خدایا کمکم کن حالا که افتادم توی مسیر بهبودی بلند بشم یک بنده ی خوب بشم برات. و اعتیادم به پورن و خودارضایی که برطرف شد هیچوقتم سمت رابطه نامشروع نرم و اصلا دستم به جنس مخالف نخوره الهی آمین.

یه چیزی رو باید بدونی؛ اینکه اگه میل اومد و تو صبر کردی داری به مغزت یک آموزش درست و حسابی میدی! و اصلا تک تک آموزش ها رو کم در نظر نگیر. مثلا اگه نصف شب بساط لغزش آماده کردی و بعد پا شدی لغزش نکردی پس بدون ذهنت میفهمه میشه در اوج وسوسه و نیمه شب هم از لغزش گذشت! همونطور که هر کسی دیگه به مغزش آموزش میده. مثلا من به مغزم آموزش داده بودم میشه اول صبح قبل از هر کاری بشینی پای پورن و لذت رایگان و فراوان بگیری و هیچ زحمتی نکشی! اما خب به ضررم تموم شد. با یکی دو سه بار آموزش دادن مغزت میفهمه. فکر نکن باید راه یکساله رو بری تا حتما یک شب نتیجه بگیری! همینطوری یک شب یک شب سعی رو بکن و بعد میبینی یک سال اومدی جلو و خیلی قویتر شدی.

مدیتیشن هم میتونه بهت یاد بده چطور میل رو نگاه کنی. مدیتیشن میل رو نمیکُشه. میل هیچوقت کشته نمیشه، وسوسه نابود شدنی نیست. کمرنگ شدنیه. دنبال این نباش که راه جادویی یاد بگیری. همین راه ها ساده هستند اما اوایلشون یکم به تلاش خودت نیاز دارند. و وقتی وسوسه اومد اصلا سعی نکن جای راحت باشی. اگه امکانش هست پاشو برو پیش خانواده یا حتی اگه هیچکس خونه نیست پس دراز نکش، نشین جایی که بشه لم داد یا اصلا رو پات باش و نشین. اما یه وقتایی انقدر میل قویه که میبینی انگار درونت هم این کار رو میخواد! خدا به داد برسه. اولا که نباید بذاری به اینجا برسه. یعنی از قبل بدونی کِی بی حوصله یا تنها شدی و اون نشونه ی اولیه شروع شده و بعد ببینی کِی زمزمه های وسوسه شروع شده و در هر مرحله یادداشت برداری کنی و تغییر مکانی بدی و از قبل اهرم رنج و لذت رو به کار بسته باشی. هنوز خیلی تجربه لازم دارم در این مسیر.