لازم نیست هر بار وسوسه اومد حس کنی واییی وسوسه شدم یعنی میل جنسی دارم اوه اوه باید تخلیه بشم وگرنه دهنم سرویسه!! نه خیالت راحت اینی که تو داری یک میل جنسی موندگار نیست. حتی اگه میل جنسی هم باشه موندگار نیست! چه برسه به اینکه نباشه. تو فقط ذهنت از محرک باز مونده و دوپامین و تحریک میخواد، چرا میخواد؟ چون انقدر مسیرهای عصبی لذت های زود و سطحی بهش دادی که دیگه فشار زیادی میاره و میگه نمیتونم تحمللل کنمممم.
اگه کلا معتاد پورن نبودی و همین امروز تازه باهاش آشنا میشدی ولی اطلاعات کافی راجب ضررهاش داشتی چی میشد؟ قطعا سراغش نمیرفتی و میگفتی مگه مرض دارم برم سراغ چیزی که بهم انقدر ضرر میزنه؟

من یه مدت خیلی عاشق پیپ شدم! همون وسیله ی دودزا که داخلش توتون میذارن و میکشن. با خودم گفتم اینهمه فیلسوف ها و قدیمی ها همه میکشیدن و انقدر توتون ها یا تنباکوهای خوب داره همشون با کلاس هستند منم میخوام بخرم بکشم! اما از ضررهاش آگاه نبودم! فکر میکردم چون داخل ریه هام نمیدم پس ضررش خیلی زیاد نیست و هر وقت هم بخوام دیگه نمیکشم و فقط میخوام امتحانش کنم! آره اولش از یه کنجکاوی به ظاهر ساده قرار بود شروع بشه ولی حالا میفهمم اون کنجکاوی ساده مساوی بود با یک عمر درگیر شدن و افتادن تو چرخه های مختلفی که الان اصلا ازشون خبر ندارم!!!
تا اینکه تماس گرفتم با یکی از دوستام و بهش گفتم که میخوام همچین چیزی بخرم و اونم سفت و محکممم از ضررهاش آگاهم کرد چون خودش یه زمانی معتادش بود. و منم اصلا سمتش نرفتم و نمیرم. کلی تفریحات خوب هست چرا برم سراغ این؟؟ موزیک نوشتن، نقاشی کردن، زبان های مختلف خوندن، فیلم دیدن، خونه درست کردن داخل خونه!، سفر رفتن، پارک رفتن، سینما رفتن، پیاده روی، کتاب خوندن، کتاب نوشتن و سوال و جواب بازی کردن با همسر که البته این ویژگی هنوز برام غیر فعاله خخ. ( خب دیگه جدی شیم!)

وسوسه میاد چون تو بی حوصله یا خسته هستی، چون در موقعیتی مغزت قرار داره که ترجیحش لذت فوریه. اما اگه لذت فوری بهش نرسه نمیمیره! بلکه دوباره آموزش میبینه تا محکم تر و قدرتمند تر بشه. لازم هم نیست وقتی وسوسه اومد مدام خودت رو زیر نظر بگیری آیا خسته م؟ آیا بی حوصله م؟ آیا چیزی بوده که باعث وسوسه شده؟ نه! چون اینطوری انقدر راجب وسوسه فکر میکنی و بزرگش میکنی که دیگه همون وسوسه برات میشه یه غولللل. ولی هر وسوسه مگه چقدر میمونه؟ من اول نوشتن این متن وسوسه داشتم! اما حالا ندارم. اما چه چیزی باعث شد صبر کنم و چرا قبلا صبر نمیکردم؟

قبلا خونده بودم وسوسه نیم ساعت بیشتر نمیمونه اما در زندگی خودم میدیدم وسوسه های من از نیم ساعت چرا رد میشن؟؟ و همین باعث شده بود برم سراغ لغزش و بگم من که بالاخره قراره لغزش کنم بخاطره این وسوسه ی طولانیه ابدی پس چرا الان نکنم و بیخودی عذاب بکشم؟؟ در صورتی که هر لغزش چرخه رو تشدید میکرد و من گرفتار چرخه بودم. برای من وسوسه نیم ساعت نبود، حدود یک ساعت بود. حالا الان روی یک ساعت حساب میکنم و میگم شایدم بیشتر بشه ولی بالاخره از بین میره. اما هر چقدر بیشتر باشه مغز منم سگ جون تر و با اراده ی قویتری رشد میکنه. ( سگ جون چی چیههه؟؟؟؟ مثلا متن آموزشیهههه؟؟؟ آبرومون رفتتتت!!!)

وقتی نشستی پای گوشی و محتوای تحریک آمیز اومد پس نشین بگو ای بابا چرا تحریک شدم؟ بلکه بهترین کار اینه که گوشی رو بذاری کنار و مسیر رو عوض کنی. حالا شاید بپرسی مهندس جان اگه من در ابتدای مسیر ترک اعتیاد جنسی وسوسه هام حدود یک ساعت طول میکشه پس طی چند روز صبر کردن این زمان های وسوسه پایین تر میاد و کوچیک تر میشه؟ مثلا بعد از 90 روز میشه چند دقیقه؟

معمولاً با گذشت زمان و تمرین، وسوسه‌ها برای خیلی از آدم‌ها کوتاه‌تر، کم‌قدرت‌تر و قابل‌مدیریت‌تر می‌شن؛ اما یک نکته مهم هست: این روند خطی و تضمینی نیست که مثلاً �روز اول ۶۰ دقیقه، روز ۳۰ام ۲۰ دقیقه، روز ۹۰ام ۵ دقیقه� بشه.

مثلاً ممکنه اوایل یک وسوسه یک ساعت درگیرت کنه. چند هفته بعد، همان محرک بیاد ولی تو بعد از ۱۰–۱۵ دقیقه حواست رو به کار دیگه‌ای ببری و شدت میل پایین بیاد. اما یک شب دیگر، به‌خاطر خستگی، تنهایی یا استرس، دوباره وسوسه شدیدتری تجربه کنی.

۹۰ روز به‌خودی‌خود یک عدد جادویی نیست. چیزی که بیشتر اهمیت دارد این است که مغز کم‌کم یاد بگیرد:

�این فکر آمد، ولی لازم نیست دنبالش بروم.�

هر بار که وسوسه می‌آید و تو آن را با جست‌وجو، خیال‌پردازی و مصرف تغذیه نمی‌کنی، در واقع داری زنجیره‌ی قدیمی را کمتر تقویت می‌کنی.