نگذار هر چیزی که صدایت میزند، تو را روی صحنه بیاورد
اگر بخواهیم با یک نگاه استعاری و نزدیک به فضای یک اجرا بگوییم:
وسوسه مثل آهنگی است که ناگهان در ذهنت پخش میشود.
ذهن میگوید:
«برو! همین حالا!»
اما تو مجبور نیستی هر آهنگی را که پخش شد، اجرا کنی.
گاهی باید میکروفون را پایین بیاوری.
نورها را کم کنی.
نفس بکشی.
و ده دقیقه صبر کنی.
تایمر را بگذار.
در این ده دقیقه فقط تماشا کن که چه اتفاقی میافتد.
میل میآید.
اوج میگیرد.
ذهنت شروع میکند به پیدا کردن بهانه.
اما تو هنوز روی صحنه نرفتهای.
و این خیلی مهم است.
چون هر بار که بین شنیدن میل و اجرای آن فاصله میاندازی، داری کنترل صحنه را پس میگیری.
قرار نیست هر چیزی که در ذهنت پخش میشود، تبدیل به اجرای واقعی شود.
تو اجراکنندهای؛ نه بردهی هر آهنگی که ذهنت پخش میکند.
+ نوشته شده در ۱۴۰۵/۰۵/۲۵ ساعت 12:50 AM توسط مهندس اشتباهی
|